سایت همسریابی موقت هلو


آدرس بدون فیلتر سایت همسریابی نازیار

ولی تمام حس هایی که روزی به سایت همسریابی نازیار داشتم، کال از وجودم پاک شده بود. چند بار صدایم زد؛ و من در آخر لب باز کردم: بله! سایت همسریابی نازیار جدید

آدرس بدون فیلتر سایت همسریابی نازیار - نازیار


همسریابی نازیار

  پس من برم به عمت و زن عموت خبر بدم  فردا نگن نگفتی! موبایلی که سايت همسريابي نازیار بهم داده بود، به صدا دراومد؛ و من با دیدن شمارش، ضربان قلبم کندتر شد. چند دقیقه خیره شدم به صفحه موبایلم؛ و نمیخواستم جواب بدم؛ ولی نمیدانم کدام حس مزاحمی در وجودم گفت، دکمه اتصال رو بزنم. دستم روی صفحه لغزید؛

و دکمه سبز رو تو صفحه کشیدم و موبایل رو کنار گوشم گذاشتم.

ولی تمام حس هایی که روزی به سایت همسریابی نازیار داشتم

با شنیدن صداش، کمی دلتنگ شدم؛ ولی تمام حس هایی که روزی به سایت همسریابی نازیار داشتم، کال از وجودم پاک شده بود. چند بار صدایم زد؛ و من در آخر لب باز کردم: بله! سایت همسریابی نازیار جدید با شنیدن صدایم، با خوشحالی گفت: حوری خودتی  باورم نمیشه!

به خودم مسلط شدم، تا صدایم نلرزد؛ حتی با وجود دوست داشتن آروین، باز هم وقتی صدای سایت همسریابی نازیار جدید رو میشنیدم، دست و پایم را گم میکردم.

خودمم  چرا زنگ زدی؟

صدایش یهو غمگین شد؛ و با ناراحتی گفت: بهت حق میدم ازم دلخور باشی! ولی همه چی حل میشه  چرا به هردومون یه شانس دوباره نمیدی؟ سايت همسريابي نازیار فقط خیره شده بود به صورتم؛ و حرفی نمیزد. موبایل رو توی دستم جا به جا کردم؛ و گفتم: از کدوم شانس حرف میزنی؟ از شانسی که خیلی وقته سوخته! چی میگی  بعد این همه مدت؟ سایت همسریابی نازیار جدید با صدای بلند داد زد؛ و گفت: مگه نمیگفتی دوستم داری؟ پس چی شد! به این زودی جا زدی؟ من که گفتم بهخاطرت هر کاری میکنم؛ ولی تو چی؟ تو چیکار کردی؟ بدون اینکه به حرف هام گوش کنی، گذاشتی رفتی  جواب پیام هام رو نمیدی. من هم مثل خودش با داد گفتم: من خیلی وقته فراموشت کردم؛ میفهمی  کال بهت فکر هم نمیکنم.

پوزخند صدا داری زد؛ و گفت: پس چرا بالکم نکردی؟

پس چرا وقتی االن هم داری با من حرف میزنی دست و پات رو گم کردی  چرا؟ این ها نشون میده باز هم بهم حس داری  فقط اون عوضی که دست وپات رو بسته! با خشم غریدم: حق نداری به شوهر من بگی عوضی! میفهمی؟ حق نداری سایت همسریابی نازیار  اون هر چی باشه پای گند کاریش موند؛ ولی تو چی؟ اون دختر رو رها کردی به امون و اومدی سراغ من ساده. سایت همسریابی نازیار طوری نعره زد که پرده گوشم پاره شد؛ و گفت: شوهرم و مرگ  من فقط شوهر توام، میفهمی؟ اون یارو هم بره به درک. نیشخندی زدم؛ و گفتم: من دوسش دارم  تازه فهمیدم میخوامش. تو غلط کردی  تو بیجا کردی! چه زود هم خانوم دلداده! سایت همسریابی نازیار، برو به زندگیت برس؛ دیگه نمیخوام آه و نفرین کسی پشت سرم باشه. بیحوصله گفت: شر و ور نکن واسه من  کدوم آه  کدوم نفرین! ؟ ببین حوری، من زن اجباریم رو طالق دادم  یعنی خودش رو مجبور کردم طالق بگیره؛ فقط هم به خاطر تو  میفهمی! ؟ چون من دوست دارم  میخوامت.  وقتی یاد اون عوضی میفتم، دلم میخواد استخوان های گردنش رو بشکونم  تو فقط مال منی؛ فقط من. با بغض گفتم: تو چطور پدری هستی که بهخاطر نفست، زن و بچت رو ول کردی؟ چنان سرم داد کشید، که گوشی را از گوشم دور کردم. حوری  نفس دیگه چه صیغه ایه؟ میفهمی که عاشقتم  چرا خودت رو زدی به نفهمی؟ آره، من نفهم  نمیخوامم دیگه بفهمم  چون یکی دیگه رو دوست دارم؛ و فهمیدم خیلی مرده.

رو به سایت همسریابی نازیار ورود کاربران گفتم

و تماس رو قطع کردم. رو به سایت همسریابی نازیار ورود کاربران گفتم: تو شماره رو بهش داده بودی؟ و سایت همسریابی نازیار ورود کاربران با بستن چشمهایش حرفم را تایید کرد؛ و گفت:

مطالب مشابه


آخرین مطالب